|
وبلاگ مذهبی جوان
|
|
|
|
||||
|
به گزارش "خدمت"؛ وي پس از چهار سال اقامت در نجف به دستور آيت اللَّه سيدابوالحسن اصفهاني جهت مبارزه با کجرويهاي کسروي به ايران آمد و با تشکيل "جمعيت فداييان اسلام" به مبارزه با بدخواهان و بدانديشان پرداخت ....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 16:14 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 15:27 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 15:8 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
تعدد مراجع تقليدvرمز اتحاد و نصرت شيعيان جهان همواره در اقتدار و درايت مرجعيت شيعه بوده است ولي اکنون مرجعيت حتي حالت کشوري خود را نيز از دست داده است آيا چنين مرجعيت پراکنده و متعددي مي تواند جهان تشيع را - که در اصل محصور در مرزها نيست - به سر منزل مقصود برساند و از ميان امواج فتنه ها و بلا ها عبور دهد؟ üآنچه براي وحدت و عزت کشور اسلامي ضرورت دارد وحدت رهبري است و با وجود رهبر واحد، تعدد مراجع چندان زياني ندارد.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 22:7 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
حكمت عربي خواندن نمازvآيا نمازهاي يوميه حتما بايد به زبان عربي خوانده شود؟ واگر جواب بلي است، لطفا دليل علمي آن را ذكر كنيد. üاولا بايد به عنوان يک اصل کلي بپذيريم که ما نميتوانيم همه حکمتهاي احکام را بفهميم و اساسا نياز اصلي به وحي در اموري است که عقل ما به آنها نميرسد. پس ادعا نمي کنيم که ميتوان علل و حکمتهاي همه احکام شرع را فهميد و اثبات کرد.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 22:5 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 21:53 توسط مصطفی جمال
|
|
||||||
|
||||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی آنچه در روایات ما آمده است این که حضرت عیسی (ع) پشت سر امام زمان (ع) نماز می خواند و با آن حضرت بیعت می کند. مثلاً از امیرالمؤمنین روایت است که : حضرت مهدی داخل بیت المقدس می شود و نماز جماعت به امامت او برگزار می شود پس در یک روز جمعه که نماز جمعه در آن برقرار شده حضرت عیسی (ع) از آسمان نازل می شود در حالی که خوش صورت و زیباست، شبیه ترین بندگان خدای عز و جل به ابراهیم خلیل الرحمان (ع) است . در این حال حضرت مهدی (عج) به طرف او بر می گردد و عیسی (ع) را می بیند. پس حضرت مهدی به عیسی (ع) می گوید ای پسر بتول (مریم) امامت مردم کن . در نماز ، عیسی می گوید برای شما امامت نماز برقرار شده است . پس حضرت مهدی (عج) جلو می ایستند و امامت مردم می کند و عیسی پشت سرش می ایستد و با حضرت مهدی (عج) بیعت می کند و ... » . برای آگاهی بیشتر ر .ک : 1- امام شناسی علامه محمد حسین تهرانی،ج4، بحث امام و علم کتاب- 2- امامت و رهبری،ص 168-149، استاد شهید مرتضی مطهری- 3- جهان در آینده، سید محمد حسین موسوی کاشانی- 4- مقام ولایت، زیادت جامعه کبیره .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 15:37 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تا حالا نامه ای به امام زمانت نوشتی هر چی که دوست داری به حضرت بگی در نظرات بنویس خواهش میکنم نظر در مورد وبلاگ ندید فقط حرف دل باشه در ضمن بعدا از این سوز دلها در وبلاگ استفاده خواهد شد .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 15:32 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 8:27 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در اینکه حقيقت اين عيد و ارتباط آن با همه امت و سابقه آن كه به دوران پيامبر اكرم (ص )میرسد شکی نیست . پس از عهد پيامبر نيز، عيد گرفتن اين روز، از امامى به امام ديگر رسيده است و امينان وحى الهى ، همچون امام صادق و امام رضا (ع ) آن را آشكار كرده و يادش را زنده نگهداشته اند. پيش از آنان هم اميرالمؤ منين (ع ) احياگر اين عيد بود.
سخن و عمل امام صادق و امام رضا (ع ) درزمانى بود كه هنوزنطفه ((آل بويه )) بسته نشده بود و روايات اين دو امام در تفسير فرات و كافى كه در قرن سوم تاليف شده اند، آمده است و اينگونه روايات ، مدرك و منبع شيعه است كه اين روز را از دير زمان عيد گرفته اند، در سايه عمل به آن سخنان نورانى و طلايى امامان . اكنون تعجب از ((نويرى )) و ((مقريزى )) است كه گفته اند اين عيد را معزالدوله در سال 352 پديد آورده است و آن را از بدعتهاى شيعه شمرده اند. نويرى ضمن برشمردن اعياد اسلامى ، گفته است : يك عيد هم هست كه شيعه آن را ساخته اند و نامش را عيد غدير گذاشته اند و سبب آن ، عقد اخوتى بوده كه پيامبر، ميان خود و على (ع ) در روز غدير خم بست و ((غدير)) بركه اى است كه آب چشمه در آن بريزد و اطرافش درختهاى انبوه باشد. بين غدير و چشمه ، مسجد پيامبر است . روزى را كه شيعه عيد ساخته اند، هيجدهم ذى حجه است ، چرا كه آن برادرى در حجة الوداع سال دهم هجرى بود و اينان شب غدير را با نماز زنده مى دارند و فردايش ، پيش از زوال ، دو ركعت نماز مى خوانند و شعارشان در اين روز، پوشيدن جامه نو و آزاد كردن برده و نيكى به ديگران و قربانى كردن است و اولين كسى كه اين روز را عيد قرار داد، معزالدوله بود (كه اخبار او را در قضاياى سال 352 خواهيم آورد). و چون شيعه ، اين عيد را ساختند و از سنتها و مراسم خويش قرار دادند، عوام اهل سنت نيز در سال 389، مثل شيعيان روزى را روز شادى و جشن قرار دادند و آن را هشت روز پس از عيد شيعه تعيين كردند و گفتند: اين روز، روز داخل شدن پيامبر و ابوبكر به غار است و در اين روز، زيورها و جشنها و آتش افروختنهايى را رسم نمودند...))(24) مقريزى نيز گفته است : عيد غدير، عيد مشروعى نبوده و هيچ يك از پيشينيانى كه مقتداى مردمند به آن عمل نكرده اند و اولين بارى كه در تاريخ اسلام ديده شده ، در روزگار معزالدوله است كه در سال 352 آن را بنا نهاد و شيعه نيز از آن پس ، غدير را عيد قرار داد...(25) چه مى توان گفت درباره نگارنده اى كه پيش از آن كه حقيقت تشيع را بشناسد، درباره تاريخ شيعه مى نگارد، يا آن كه حقيقت را شناخته ، ولى هنگام نگارش ، آن را فراموش كرده است ، يا به دلايلى از آن چشم پوشيده ، يا آن كه نمى فهمد چه مى گويد، يا آن كه به آن چه مى گويد، بى اعتناست ! مگر مسعودى (م 346) نمى گويد: فرزندان و شيعيان على (ع ) اين روز را گرامى مى دارند؟(26) مگر كلينى ، راوى حديث در كافى (م 329) و پيش از او فرات كوفى در تفسيرش آن را نگفته است ؟ اين كتابها پيش از تاريخى كه مقريزى گفته (يعنى 352) تاليف شده است . مگر فياض بن عمر در سال 259 از آن خبر نداده و نگفته است كه امام رضا (ع ) را ديده است كه اين روز را عيد مى گرفت و فضيلت و سابقه اش را مى گفت و آن را از پدرانش از اميرالمؤ منين نقل مى كرد؟ مگر امام صادق (ع ) (م 148) خبر از آن نداده و اينكه پيامبران پيشين هم روز نصب وصى را عيد مى گرفتند، آن گونه كه سلاطين و امرا، روز به تخت نشستن خود را عيد مى گرفتند؟امامان شيعه (ع ) در دورانهاى كهن و زمان خويش پيروانشان را به انجام كارهاى نيك و دعا و عبادت در اين روز دستور مى دادند. حديثى كه از ((مختصر بصائر الدرجات )) نقل شد، نشان مى دهد كه در اوايل قرن سوم ، غدير از اعياد چهارگانه مشهور شيعه بوده است . اين است حقيقت غدير. اما آن دو نويسنده خواسته اند از شيعه ايراد بگيرند، آن سابقه شايسته را انكار كرده و غدير را از بدعتهاى منسوب به معزالدوله دانسته اند و به خيال خود پنداشته اند كه هيچ تاريخ شناسى سخن آنان را به نقد نخواهد كشيد!...
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 8:25 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی از جمله چيزهايى كه موجب جاودانگى داستان غدير گشته و مفاد آن را ثابت و محقق ساخته است ، ((عيد)) قرار گرفتن آن است . روز غدير، عيد به شمار آمده و روز و شب آن همراه با عبادت و خشوع و جشن و نيكى به ضعيفان و توسعه بر خود و خانواده قرار گرفته است و مردم در اين جشن ، لباسهاى خوب و زينتهاى خود را مى پوشند.
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 8:18 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است. آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب. و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حياتبخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى گويند.
امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3. عید بزرگ غدیر بر همگان مبارک باد
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 8:13 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
توصيه هاي زير مي تواند شما را دركنترل بيشتر نفس ياري نمايد :
1ـ سعي و كوشش در انجام وظايف و واجبات ديني. 2ـ خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت . 3ـ گرفتن روزه مستحبي به ويژه دوشنبه و پنج شنبه هر هفته. 4ـ تلاوت قرآن بويژه بعد از نماز صبح. 5ـ تأمل و انديشه در آيات قرآن . 6ـ حتي المقدور سعي در خواندن نماز شب. 7ـ سحرخيزي. 8ـ شركت در ورزش هاي فردي و دسته جمعي . 9ـ تنظيم برنامه براي تمام شبانه روز و پركردن اوقات فراغت با برنامه هاي صحيح و سودمند . 10ـ شركت در فعاليت هاي مذهبي و اجتماعي. 11ـ پرهيز از نگاه نامشروع .امام صادق (ع) فرمود : “ نگاه پس از نگاه، در دل بيننده شهوت را مي انگيزاند. و باز فرمود: “ نگاه تيري از تيرهاي شيطان است ، چه بسا نگاهي كه اندوه هاي دراز در پي دارد. ” 12ـ عدم معاشرت و دوستي با افراد منحرف و فاسد . 13ـ انتخاب دوستان مؤمن و سالم . 14ـ به ياد خدابودن در همه ي اوقات . 15ـ كنترل افكار و نينديشيدن به صحنه هاي شهوت انگيز. 16ـ از پرخوري و نيز از خوردن غذاهاي چرب و پر انرژي تحريك كننده پرهيز كنيد . 17ـ حتي الامكان در جاي گرم نخوابيد . 18ـ از لباس هاي خشن و گشاد استفاده كنيد . 19ـ از مشاهده صحنه هاي مهيج و تحريك كننده دوري كنيد . 20ـ سعي كنيد هيچ گاه تنها نشويد . 21ـ با آب سرد در فصول مناسب استحمام كنيد. 22ـ برنامه منظم مطالعاتي براي خود قرار دهيد و سعي كنيد فرصت هاي خود را با تفكر و مطالعه مناسب پر كنيد . 23ـ سوره يوسف را زياد بخوانيد و در آن تدبر كنيد .
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 22:13 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی üاجبار دو معنا دارد:
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 21:55 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی باتوجه به اينكه قرآن بهرهگيري انسان را منحصراً به عملي ميداند كه درباره آن تلاش و كوشش كرده باشد، چگونه اموات از اعمالي كه ديگران در اين دنيا انجام ميدهند و سود و بهره معنوي ميبرد، در حاليكه درباره آن تلاش و كوششي نكرده است؟ آيا اين عمل (اهداء پاداش اعمال نيك به مردگان) عملي لغو و بيهوده نيست؟ بررسيهاي علمي و فلسفي در مورد انسان ثابت نموده كه مرگ پايان زندگاني او نيست، بلكه مرگ انتقالي است از اين جهان به جهان ديگر، و واقعيت انسان را جسم و تن او تشكيل نميدهد تا با فرسايش آن به نابودي بگرايد بلكه واقعيت او با روح و روان او گره خورده كه با مرگِ تن، از ميان نميرود بلكه با يك تن متناسب با مقام و موقعيت خود در جهان ديگر كه علما و دانشمندان نام آن را «برزخ» مينهند زندگي ميكند. ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 21:53 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی در آيهي شريفه «النّبي اولي بالمؤمنين من انفسهم و ازواجه امهاتهم»[1] بهاحترام زنان پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) تصريح شده است. با اين حال، چرا شيعه عايشه رانكوهش ميكند؟ ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 13:47 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی سؤال: آيا هر صوت خوش و زيبايى چون غناست، حرام است؟
پاسخ: مسلّماً چنين نيست، زيرا در روايات اسلامى آمده و سيره مسلمين نيز حكايت مى كند كه قرآن و اذان و مانند آن را با صداى خوش و زيبا بخوانيد. غنايى كه حرام است صوتى است كه متناسب مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد مى باشد. به تعبير ديگر، صوتى است كه قواى شهوانى را درانسان تحريك مى كند، و انسان در آن حال احساس مى كند كه اگر در كنار آن صدا، شراب و فساد جنسى نيز باشد كاملا مناسب است! اين نكته نيز قابل توجّه است كه گاه يك «آهنگ» هم خودش غنا و لهو و باطل است و هم محتواى آن، به اين صورت كه اشعار عشقى و فسادانگيز را با آهنگ هاى مطرب بخوانند، و گاه تنها آهنگ، غناست، به اين صورت كه اشعار پر محتوا يا آيات قرآن و دعا و مناجات را با آهنگى بخوانند كه مناسب مجالس عيّاشان و فاسدان است، و در هر دو صورت حرام مى باشد. (دقّت كنيد) البتّه «غنا» مصاديق مشكوكى نيز دارد (مانند همه مفاهيم ديگر) كه انسان به راستى نمى داند فلان صوت مناسب مجالس فسق و فجور است يا نه؟ در اين صورت به حكم اصل برائت، محكوم به حلّيّت است (البتّه بعد از آگاهىِ كافى از مفهوم عرفى غنا طبق تعريف فوق). و از اين جا روشن مى شود، صداها و آهنگ هاى حماسى كه متناسب ميدان هاى نبرد و يا ورزش و يا مانند آن است، دليلى بر تحريم آن نيست.
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 17:22 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی نخستین تفسیر قرآن برگرفته از آثار امام خمینی (ره) در مجموعه ای پنج جلدی منتشر شد .
این تفسیر با مقدمه و تحقیق سید محمد علی ایازی ، نظارت آیت الله محمد هادی معرفت و طرحی از ستاد شناخت و ترویج اندیشه های امام خمینی در پنج مجلد از سوی موسسه چاپ و نشرعروج منتشر شد . جلد اول از این مجموعه در آمدی بر شناخت اندیشه ، گرایش ، روش و مبانی تفسیری و تاویلی مجموعه است . در فصل اول از این کتاب زندگی نامه امام خمینی ، فصل دوم جایگاه قرآن در اندیشه امام خمینی ، فصل سوم نگرش های کلی امام خمینی در تفسیر ، فصل چهارم روش تفسیری امام خمینی ، فصل پنجم مبانی تفسیری امام خمینی ، فصل ششم تاویل و جایگاه آن در تفسیر امام خمینی فصل هفتم سیر تطور و تحول در تاویلات عرفانی ، فصل هشتم ویژگی های تاویل عرفانی امام خمینی فصل نهم مبانی تاویل در اندیشه عرفانی امام خمینی و فصل دهم از این کتاب رهیافتی به تاویلات عرفانی امام خمینی است . بازگشت به نص واحد ، تعیین قلمرو در تاویل عرفانی ، امکان حصول علم تاویل برای علماء ، تطابق میان انسان کامل مبتنی بودن هر علم بررمبانی و پیش فرض ها ، شیوه صحیح فهم است نه ردیه نویسی ، تاویل به علت ، قیاس غایب بر شاهد ، توجه به اهداف تاویل ، رهیافتی به تاویل عرفانی امام ، عناوین برخی از فصول این کتاب هستند . منبع: خبرگزاری مهر
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 17:59 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اربلی رحمة الله در کتاب « کشف الغمّة» از محمّد بن طلحه نقل کرده است: مأمون یک سال بعد از شهادت حضرت رضا علیه السلام به بغداد آمد، روزی به قصد شکار از شهر خارج شد و در مسیر راه از کوچه ای عبورش افتاد که بچه ها در آنجا بازی می کردند و حضرت جواد علیه السلام با آنها ایستاده بود و در آن هنگام یازده سال بیشتر از عمر شریفش نگذشته بود. بچّه ها با مشاهده ی مأمون همگی پراکنده شده و فرار کردند، ولی حضرت جواد علیه السلام از جای خود حرکت نکرد. مأمون نزدیک آمد و نگاهی به آن حضرت نمود و گفت: ای پسر چرا به همراه بچّه ها فرار نکردی؟ امام علیه السلام فوراً جواب داد: راه تنگ نبود تا با رفتن خود آن را وسیع گردانم، و گناهی مرتکب نشده ام تا از عقوبت آن بترسم، و گمانم به تو نیکو است که کسی را بدون گناه ضرر نمی رسانی. مأمون از آن سخنان شیوا و محکم او بسیار تعجّب کرد و پرسید: اسم تو چیست؟ فرمود: نام من محمّد است. عرض کرد که فرزند چه کسی هستی؟ فرمود: من فرزند علی بن موسی الرضا هستم. مأمون بر پدر آن حضرت درود و رحمت فرستاد، و به سوی مقصد خود روانه شد، چون از آبادی دور شد بازِ شکاری را به دنبال درّاجی ( پرنده ای است شبیه کبک ) فرستاد، باز از دیدگان او برای مدتی ناپدید گشت، و وقتی برگشت در منقارش ماهی کوچکی بود که هنوز آثار حیات در وجودش مشاهده می شد، خلیفه از دیدن آن بسیار تعجب کرد، سپس آن را در دستش گرفت و از همان راهی که آمده بود برگشت. چون به آن محل که حضرت جواد علیه السلام را ملاقات کرده بود رسید بچّه ها را دید که مثل سابق آنجا را ترک گفته و فرار نمودند ولی این بار هم آن حضرت از جای خود حرکت نکرد و همانجا ایستاد، خلیفه نزدیک آمد و سؤال کرد: در دست من چیست؟ فرمود: « خداوند تبارک و تعالی به مشیت خود در دریای قدرتش ماهی های کوچکی را می آفریند، و باز شکاری پادشاهان آن را صید می کنند و پادشاهان آن را در میان دست پنهان می کنند تا فرزندان اهل بیت نبوّت را با این وسیله امتحان کنند.» چون مأمون این کلمات را از آن حضرت شنید تعجب کرد، و ضمن نگاه عمیقی که به او کرد گفت: براستی که فرزند امام رضا علیه السلام هستی، و احسان خود را به آن حضرت دو چندان کرد.
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 21:3 توسط مصطفی جمال
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسمه تعالی هواخواهان و پيروان على (ع ) نظر به مقام و منزلتى كه آنحضرت پيش پيغمبر اكرم (ص ) و صحابه و مسلمانان داشت مسلم ميداشتند كه خلافت و مرجعيت پس از رحلت پيغمبر اكرم از آن على (ع ) ميباشد و ظواهر اوضاع و احوال نيز جز حوادثى كه در روزهاى بيمارى پيغمبر اكرم (ص ) بظهور پيوست[1] نظر آنان را تأ ييد ميكرد .
|
|||||
|
|||||